ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی

ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی گر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی جور بکن که حاکمان جور کنند بر رهی شیر…

Continue Reading...

ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی

ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی از بوی تو در تاب شود آهوی مشکین گر باز…

Continue Reading...

انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد

انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد زیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد امروز یقین شد که تو محبوب خدایی کز عالم…

Continue Reading...

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند کز شوق توام دیده چه شب می‌گذراند وقتست اگر از پای درآیم که همه عمر…

Continue Reading...

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش خلاف رای تو…

Continue Reading...

آفرین خدای بر جانت

آفرین خدای بر جانت که چه شیرین لبست و دندانت هر که را گم شدست یوسف دل گو ببین در چه زنخدانت فتنه در پارس…

Continue Reading...

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست

اتفاقم به سر کوی کسی افتادست که در آن کوی چو من کشته بسی افتادست خبر ما برسانید به مرغان چمن که هم آواز شما…

Continue Reading...

یا رب آن رویست یا برگ سمن

یا رب آن رویست یا برگ سمن یا رب آن قدست یا سرو چمن بر سمن کس دید جعد مشکبار در چمن کس دید سرو…

Continue Reading...

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی الا بر آن که دارد با دلبری وصالی دانی کدام دولت در وصف می‌نیاید چشمی که باز باشد…

Continue Reading...

هر که خصم اندر او کمند انداخت

هر که خصم اندر او کمند انداخت به مراد ویش بباید ساخت هر که عاشق نبود مرد نشد نقره فایق نگشت تا نگداخت هیچ مصلح…

Continue Reading...