یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم

یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم چو التماس برآمد هلاک باکی نیست کجاست تیر بلا گو…

Continue Reading...

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم…

Continue Reading...

هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی

هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی نیکبخت آن که تو در هر دو جهانش باشی غم و اندیشه در آن دایره هرگز نرود…

Continue Reading...

هر که بی او زندگانی می‌کند

هر که بی او زندگانی می‌کند گر نمی‌میرد گرانی می‌کند من بر آن بودم که ندهم دل به عشق سروبالا دلستانی می‌کند مهربانی می‌نمایم بر…

Continue Reading...

نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری

نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری عهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاری زخم شمشیر اجل به که…

Continue Reading...

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی به پای خویشتن آیند عاشقان…

Continue Reading...

من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود

من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود سر نه چیزست که شایسته پای تو بود خرم آن روی که در روی تو…

Continue Reading...

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست که راحت دل رنجور بی‌قرار منست به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر گرش به خواب ببینم…

Continue Reading...

مرا تو جان عزیزی و یار محترمی

مرا تو جان عزیزی و یار محترمی به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد که…

Continue Reading...

ما دل دوستان به جان بخریم

ما دل دوستان به جان بخریم ور جهان دشمنست غم نخوریم گر به شمشیر می‌زند معشوق گو بزن جان من که ما سپریم آن که…

Continue Reading...