یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی را دست حسرت بر بناگوش یکی با آن که می‌خواهد در آغوش نداند دوش بر دوش حریفان که تنها مانده چون خفت از غمش…

Continue Reading...

وه که گر من بازبینم روی یار خویش را

وه که گر من بازبینم روی یار خویش را تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را یار بارافتاده را در کاروان بگذاشتند بی‌وفا یاران که…

Continue Reading...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل…

Continue Reading...

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد روزی اندر خاکت افتم ور…

Continue Reading...

نه خود اندر زمین نظیر تو نیست

نه خود اندر زمین نظیر تو نیست که قمر چون رخ منیر تو نیست ندهم دل به قد و قامت سرو که چو بالای دلپذیر…

Continue Reading...

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم برفت در همه عالم به بی دلی خبرم نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم نه…

Continue Reading...

من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم

من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او…

Continue Reading...

من از آن روز که دربند توام آزادم

من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند در من از بس…

Continue Reading...

مرا چو آرزوی روی آن نگار آید

مرا چو آرزوی روی آن نگار آید چو بلبلم هوس ناله‌های زار آید میان انجمن از لعل او چو آرم یاد مرا سرشک چو یاقوت…

Continue Reading...

ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن

ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن قوت او می‌کند بر سر ما تاختن گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش هر دو به…

Continue Reading...