ما گدایان خیل سلطانیم

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره…

Continue Reading...

گفتم آهن دلی کنم چندی

گفتم آهن دلی کنم چندی ندهم دل به هیچ دلبندی وان که را دیده در دهان تو رفت هرگزش گوش نشنود پندی خاصه ما را…

Continue Reading...

گر جان طلبی فدای جانت

گر جان طلبی فدای جانت سهلست جواب امتحانت سوگند به جانت ار فروشم یک موی به هر که در جهانت با آن که تو مهر…

Continue Reading...

کمان سخت که داد آن لطیف بازو را

کمان سخت که داد آن لطیف بازو را که تیر غمزه تمامست صید آهو را هزار صید دلت پیش تیر بازآید بدین صفت که تو…

Continue Reading...

کاروانی شکر از مصر به شیراز آید

کاروانی شکر از مصر به شیراز آید اگر آن یار سفرکرده ما بازآید گو تو بازآی که گر خون منت درخوردست پیشت آیم چو کبوتر…

Continue Reading...

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند من خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اند پیش از این گویند کز عشقت پریشانست حال گر بگفتندی که…

Continue Reading...

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم…

Continue Reading...

شادی به روزگار گدایان کوی دوست

شادی به روزگار گدایان کوی دوست بر خاک ره نشسته به امید روی دوست گفتم به گوشه‌ای بنشینم ولی دلم ننشیند از کشیدن خاطر به…

Continue Reading...

سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی

سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی کس دل به اختیار به مهرت نمی‌دهد دامی نهاده‌ای که گرفتار…

Continue Reading...

زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست

زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست که از خدای بر او نعمتی و آلاییست هر آن که با تو دمی یافتست در همه عمر…

Continue Reading...