از سعادت در دماغش بیضه پندار بود

از سعادت در دماغش بیضه پندار بود مغز مغرور هما را استخوان در کار بود عشق در هر دل که شمع بیقراری بر فروخت اولین…

Continue Reading...

از سر زلف تو بر دل کار مشکل شد مرا

از سر زلف تو بر دل کار مشکل شد مرا این ره پر پیچ و خم بر پا سلاسل شد مرا تخم امیدی که دل…

Continue Reading...

از زلف کافر تو نجسته است هیچ کس

از زلف کافر تو نجسته است هیچ کس قید فرنگ رانشکسته است هیچ کس از خود برون نیامده نتوان به حق رسید گوهر به چشم…

Continue Reading...

از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است

از رگ ابر، هوا سینه شهباز شده است باده پیش آر که قانون طرب ساز شده است نیست خاری کهن باشد مژه گلگونش مگر از…

Continue Reading...

از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست

از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست خوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاست من که در خاموشی از آیینه می بردم سبق…

Continue Reading...

از داغ بود چهره افروخته من

از داغ بود چهره افروخته من گردد ز شرر زنده دل سوخته من چون آتش سوزان ز طرب نیست، که باشد از سیلی صرصر رخ…

Continue Reading...

از خط صفای روی تو پادر رکاب شد

از خط صفای روی تو پادر رکاب شد حسن ترا مقدمه پیچ و تاب شد شب نیمه کرد زلف ز گرد سپاه خط مژگان شوخ…

Continue Reading...

از خال توان راه به آن کنج دهان برد

از خال توان راه به آن کنج دهان برد بی خضر به سرچشمه جان پی نتوان برد بیرون سری از سبزه خط تو نبردم هر…

Continue Reading...

از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ

از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ از ذوق نشائه تلخی صهبا شود لذیذ از طفل مشربی است که در کام ناقصان این میوه های…

Continue Reading...

از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است

از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است بیرون روم که از پری این خانه پر شده است خون می خورد ز تنگی جا،…

Continue Reading...