غزلیات صائب تبریزی
بدر از روشنی عاریه گردید هلال
بدر از روشنی عاریه گردید هلال کوته اندیش محال است کند فکر مال در سیه دل نکند صحبت نیکان تاثیر پای طاوس نگارین نشود از…
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز آواز عندلیب به گوشش نخورده است برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز…
باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت ابر بهار، رنگ قیامت به خاک ریخت گفتی به جای قطره باران درین بهار دامان پر گل…
بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟ می رود عمر سبکرو، این شتاب از بهر چیست؟ روی گرداندن ز ما ای آفتاب از بهر چیست؟…
با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟
با ما سبب کینه گردون دغا چیست؟ تقصیر چه و جرم کدام است و خطا چیست؟ امید خطا نیست چو در شست کماندار اندیشه جستن…
با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
با عشق انتقام توان ز آسمان کشید نتوان به زور بازوی عقل این کمان کشید دیگر چه لازم است که مشق جنون کند دیوانه ای…
با زبان گندمین از بینوایی فارغم
با زبان گندمین از بینوایی فارغم خوشه ای دارم که از خرمن گدایی فارغم موج را سر رشته وحدت زدریا نگسلد بند بندم گر کند…
با خلق آشتی کن وبا خود به جنگ باش
با خلق آشتی کن وبا خود به جنگ باش فیروز جنگ معرکه نام وننگ باش انجام بت پرست بود به ز خود پرست در قید…
آیینه ام ز روشنی آزار می کشد
آیینه ام ز روشنی آزار می کشد خاطر به سیر سبزه زنگار می کشد با زاهدان خشک مگو حرف حق بلند منصور را ببین که…
این چه لطف است که با یار وفادار من است
این چه لطف است که با یار وفادار من است که به من همسفر و خانه نگهدار من است هر که را طبل رحیل از…





