امید چرب نرمی از خسیسان جهان دارم

امید چرب نرمی از خسیسان جهان دارم چه مجنونم که چشم روغن از ریگ روان دارم فروغ آفتابم، سرکشی از من نمی آید اگر بر…

Continue Reading...

التفات زاهدان خشک، تر سازد مرا

التفات زاهدان خشک، تر سازد مرا گرمی افسردگان افسرده تر سازد مرا اشک نیسانم، گدایی دارم از بحر گهر چون صدف دامان پاکی، تا گهر…

Continue Reading...

اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد

اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد چو ماه نو به اندک فرصتی کامل تواند شد کجا واصل به این بی دست و پایی…

Continue Reading...

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم به بازگشت رفیقان امیدها دارم اگر چه خفته به دنبال کاروان…

Continue Reading...

اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است

اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است ز خط، لب تو گناهی به توبه نزدیک است ز قرب سیمبران با نگاه دور بساز…

Continue Reading...

اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است

اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است شکستگی گلی از گوشه کلاه من است عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست که عمرهاست کف…

Continue Reading...

اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا

اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا اشاره ای است که آزاد می کنیم ترا تو با شکستگی پا قدم به راه گذار که ما…

Continue Reading...

اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی

اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی بازیچه ای است عشرت از رهگذار طفلی شیرافکنان غم را در چشم خاک ریزد بر هر طرف که تازد…

Continue Reading...

آفاق را کند به نفش مشکبار صبح

آفاق را کند به نفش مشکبار صبح باشد بهار عنبر شبهای تار صبح دم را کنند صاف ضمیران شمرده خرج از سینه می کشد نفسی…

Continue Reading...

اشک دریادل ما گرد جهان می گردد

اشک دریادل ما گرد جهان می گردد آب از قوت سرچشمه روان می گردد صادقان زیر فلک قصد اقامت نکنند صبح چون کرد نفس راست،…

Continue Reading...