غزلیات صائب تبریزی
آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست
آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست سر به سر روی زمین مشت غباری بیش نیست پشت و روی باغ دنیا را مکرر…
ازان همیشه بود تازه روی درویشی
ازان همیشه بود تازه روی درویشی که متصل به محیط است جوی درویشی ز تندباد حوادث نمی شود خاموش چراغ گوشه نشینان کوی درویشی چو…
ازآب بازی مژه اشکبار خویش
ازآب بازی مژه اشکبار خویش کردیم همچو دامن صحرا کنار خویش راه سخن به محمل مقصود یافتیم همچون جرس ز ناله بی اختیار خویش ناموس…
از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند
از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند در قفس از جوش گل از بهر بلبل جا نماند شوق دل را از حریم چشم تر…
از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟
از نظر دورکی آن خط بناگوش شود؟ طفل را چون شب آدینه فراموش شود؟ شد یکی صد ز خط سبز فروغ رخ او این نه…
از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم وز برق آه، دیده شیرست روزنم پرواز من به شهپر سنگ ملامت است در دست روزگار همانا فلاخنم…
از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب
از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب آفتابی می شود رنگش ز سیر ماهتاب چون گلوی شیشه موج باده گلرنگ را می…
از گردش افلاک کجا دل گله دارد
از گردش افلاک کجا دل گله دارد این خانه ویران چه غم زلزله دارد هر چند شکستن پر و بالی است گهر را یوسف ز…
از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟
از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟ پیش یکدیگر نظربازند سر تا پای تو سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشم در گلستانی که…
از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار
از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار چون گل رعنا خزان را در قفا دارد بهار چشم تا وا کرده ای چون شبنم گل…





