اگر کسی متوسل به چاره ساز شود

اگر کسی متوسل به چاره ساز شود هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود هلال سعی کند در کمال خود غافل که…

Continue Reading...

اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد

اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد زچشم دوربینی خونبهای دانه می ریزد چنان افسرده شد هنگامه بر گرد سرگشتن که گرد از…

Continue Reading...

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را همان از شوخی بو می کند بیدار گلچین را به روی غیر می خندد…

Continue Reading...

اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن

اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن تن سیمین جانان می شود روشن ز پیراهن ترحم می کند بر دیده نظارگی، ورنه گرانی می…

Continue Reading...

اگر این بار می آید به دستم گردن مینا

اگر این بار می آید به دستم گردن مینا چو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا خرابم می کند بی لعل او در…

Continue Reading...

افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا

افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا بتوان به روی گرم برافروختن مرا چون ماهی برشته، به آب حیات وصل رغبت شود دو آتشه از…

Continue Reading...

آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا

آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا نظر از جمع به شمع است چو پروانه مرا دارم از دیده بد پاس تهیدستی خود چشم بر…

Continue Reading...

اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما

اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما در زمین شور دایم دانه می ریزیم ما از کمین گریه ما ای فلک غافل مشو بی خبر…

Continue Reading...

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است صبح محشر بی سبب ما را به دیوان می کشد…

Continue Reading...

ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم

ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم عجب هلال تمامی ز آفتاب گرفتم به خواب دامن آن زلف بی حجاب گرفتم عنان دولت بیدار را…

Continue Reading...