آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است

آن که بزم غیر را از خنده پر گل کرده است خاطر ما را پریشانتر ز سنبل کرده است من ندارم طالع از مقصود، ورنه…

Continue Reading...

آن روی آتشین که جگرها کباب اوست

آن روی آتشین که جگرها کباب اوست نور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست در چهره گشاده صبح بهار نیست فیضی…

Continue Reading...

آن خانه برانداز که در خانه زین است

آن خانه برانداز که در خانه زین است معمار تمنای من خاک نشین است از شوخی حسن است که آن سرو خرامان بر روی زمین…

Continue Reading...

امروز قدر نکته موزون نمانده است

امروز قدر نکته موزون نمانده است انصاف در قلمرو گردون نمانده است هیچ است صد رساله حکمت به چشم ما بهتر ز خم اثر ز…

Continue Reading...

اگرچه رنگ می گیرد زمه هر جا بود سیبی

اگرچه رنگ می گیرد زمه هر جا بود سیبی از ان سیب زنخدان ماه تابان رنگ می گیرد از ان سنگ ملامت نیست کم در…

Continue Reading...

اگر کسی متوسل به چاره ساز شود

اگر کسی متوسل به چاره ساز شود هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود هلال سعی کند در کمال خود غافل که…

Continue Reading...

اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد

اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد زچشم دوربینی خونبهای دانه می ریزد چنان افسرده شد هنگامه بر گرد سرگشتن که گرد از…

Continue Reading...

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را همان از شوخی بو می کند بیدار گلچین را به روی غیر می خندد…

Continue Reading...

اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن

اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن تن سیمین جانان می شود روشن ز پیراهن ترحم می کند بر دیده نظارگی، ورنه گرانی می…

Continue Reading...

اگر این بار می آید به دستم گردن مینا

اگر این بار می آید به دستم گردن مینا چو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا خرابم می کند بی لعل او در…

Continue Reading...