غزلیات صائب تبریزی
ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟ به هیچ و پوچ دل خویش چند آب کنیم؟ نظر چگونه به روی تو بی حجاب کنیم؟…
ز آفتاب اگر خلق چشم آب دهد
ز آفتاب اگر خلق چشم آب دهد ز عارض تو نظر آب آفتاب دهد مدار شرم توقع ازان حیانا ترس که بوسه برلب پیمانه بی…
ریشه ما در زمین خاکساری محکم است
ریشه ما در زمین خاکساری محکم است گلبن امید ما در چار موسم خرم است دامن محشر به فریاد سرشک ما رسد آستین تنگ میدان،…
روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست شمع در فانوس از پروانه خودکام ماست چشم تا وا کرده ایم، از خویش بیرون رفته ایم…
روی تو اشک را ز چکیدن برآورد
روی تو اشک را ز چکیدن برآورد بوی تو وحش را ز رمیدن برآورد گر پرتو جمال تو برآسمان فتد چشم ستاره را ز پریدن…
روشن دلم ز باده گلفام می شود
روشن دلم ز باده گلفام می شود ظلمت برون ز خانه به گلجام می شود هر گلشنی که هست در او دور باش منع بر…
روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده ایم
روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده ایم تا ز روی شاهد معنی نقاب افکنده ایم هم خیالان را به همت دستگیری می کنیم…
روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش
روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش عیسی وقتی، گره در چشمه سوزن مباش از لباس تن مجرد کن روان پاک را یوسف سیمین تنی،…
ره مده در خط مشکین، شانه شمشاد را
ره مده در خط مشکین، شانه شمشاد را کس قلم داخل نمی سازد خط استاد را سرو از فریاد قمری ترک رعنایی نکرد نیست از…
رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است
رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است که قفل بر دهن بسته هیچ کس نزده است دل رمیده به تکلیف برنمی گردد صلا…





