غزلیات صائب تبریزی
سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی دو سه جامی بکش از شرم برآ ای ساقی از می و نقل به یک بوسه قناعت…
سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشی
سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشی جامه خاکستری از دوش گلخن می کشی در نظرها اعتبارت نیست چون موی زیاد تا چو…
سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل است
سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل است آنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل است نیل چشم زخم می باید سعادتمند را…
سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
سرو بستان حیا غنچه جبین می باید نرگس باغ ادب پرده نشین می باید شوخ چشمی که به صیادی دل می آید نگهش در پس…
سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن
سرکشی بگذار پیش امر حق تسلیم کن آتش نمرود را گلزار ابراهیم کن بر تو دشوارست اگر یکجا وداع مال و جان پیشتر از رفتن…
سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من
سر نمی پیچد ز اشک لاله گون مژگان من پنجه با دریای آتش می زند مرجان من سینه ای چون صبح می خواهد قبول داغ…
سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام
سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام شعله شوخم سر از مجمر برون آورده ام تیغ می مالد زبان بر خاک پیش جراتم…
دل راز سینه درنظر دلستان برآر
دل راز سینه درنظر دلستان برآر آیینه پیش یوسف از آیینه دان برآر کار غیور عشق شراکت پذیر نیست دل رابه نقد ازهمه کار جهان…
سخن سنجی سرآمد در فن گفتار می گردد
سخن سنجی سرآمد در فن گفتار می گردد که چون پرگار گرد نقطه ای صدبار می گردد ندارد همچو من دیوانه ای دامان این صحرا…
سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را دل چو نی سوراخ گردد دیده بان ناله را در خزان طی کرد بلبل داستان ناله را نیست چون…





