غزلیات صائب تبریزی
عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟ چند ازان گلبن پر گل کف پر خار آری؟ هیچ کس گل نزند بر تو درین سبز چمن…
عمرها تربیت دیده بینا کردم
عمرها تربیت دیده بینا کردم تا ترا یک نظر از دور تماشا کردم رخنه از آه در آن دل نتوانستم کرد من که صد غنچه…
علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد به آب، آینه را بی غبار نتوان کرد اگرچه تشنه فریب است موجهای سراب مرا به جلوه دنیا…
عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
عشقبازی بود دایم در جهان آیین من چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من می شود در بستر تفسیده من گل گلاب می…
عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او
عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او هر دو عالم در رکاب توسن چالاک او تا که را از خاک برگیرد، که را در خون…
عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
عشق را پرده ناموس نگهبان نشود بادبان پرده مستوری طوفان نشود خط پاکی است ز اوضاع جهان حیرانی وقت آیینه به هر نقش پریشان نشود…
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند ساغر لبریز و دست رعشه دارم داده اند آفتاب عالم افروزم که از بیم گزند نیل چشم زخم…
عزلت از عالم دلگیر برآورد مرا
عزلت از عالم دلگیر برآورد مرا بی کسی از دهن شیر برآورد مرا بود از تیغ زبان در ته شمشیرم جای خامشی از ته شمشیر…
عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا
عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا که باشد قوت بازوی هر کس از کمان پیدا چو تار از گوهر و جوهر ز…
عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد چشم چون دستار خود را پیرهن خواهیم کرد دامن یوسف به دست پاک ما خواهد فتاد بر زلیخا…





