دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد

دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد رم نگاه ترا دیده غزاله ندارد به خط سبز لب جام وصفحه رخ ساقی که عمر خضر نشاط می…

Continue Reading...

دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش

دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش شفای خسته دلان است شیره جانش به خون خود نکند کشته اش دهن شیرین ز بس که تشنه…

Continue Reading...

دلگیر کند غنچه من صبح وطن را

دلگیر کند غنچه من صبح وطن را در خاک کند کلفت من سرو چمن را یوسف نه متاعی است که در چاه بماند از دیده…

Continue Reading...

دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت

دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت قلمها سینه چاک از خط ریحان تو می گردد چه اندام لطیف است این که گل با…

Continue Reading...

دل من بیقرار از شعله آواز می گردد

دل من بیقرار از شعله آواز می گردد سپند من ازین آتش سبک پرواز می گردد زدست رد نتابد رو طلبکار قبول حق که موج…

Continue Reading...

دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟

دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟ کوچه گرد زلف کی درخانه می گیرد قرار؟ غنچه منقار مارابر گریز ناله نیست عندلیب است آن…

Continue Reading...

دل طاقت حیرانی دیدار ندارد

دل طاقت حیرانی دیدار ندارد آیینه ما جوهر این کار ندارد گل می کند از رنگ پریشانی خاطر حاجت به تنک ظرفی اظهار ندارد تا…

Continue Reading...

دل سودازدگان گوشه نشین می باشد

دل سودازدگان گوشه نشین می باشد دانه سوخته در زیر زمین می باشد ماه در دایره هاله نماید خود را حسن مشتاق پریخانه زین می…

Continue Reading...

دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد

دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد این خراب آباد آخر آهنین بنیاد شد غیرت عاشق ز کار سخت گردد بیشتر بیستون سنگ…

Continue Reading...

دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند

دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند شست چون صاف است پیکان جانی خود وا می کند موشکافان زود در دلها…

Continue Reading...