حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید گره ز جبهه خود…

Continue Reading...

نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم

نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم اگر هم خنده گل نیستم هم گریه تاکم ز عشق است این که دارم در نظرها شوکت گردون…

Continue Reading...

حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است

حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است باد دستی خرمن ما را دعای جوشن است وقت ما از رخنه سهلی پریشان می شود…

Continue Reading...

نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک

نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک یک کف خاک است برسرمغزم از سودای خشک نقطه خال پریرویی اگر مرکز شود می توان…

Continue Reading...

چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟

چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟ زیر سرپوش، چراغی چه نفس راست کند؟ چون مگس گیر، ز تسبیح ریایی زاهد دام تزویر…

Continue Reading...

نیست ماه و آفتابی آسمان عشق را

نیست ماه و آفتابی آسمان عشق را روشنی از آه باشد دودمان عشق را فیض ماه نو ز شمشیر شهادت می برند خون حنای عید…

Continue Reading...

چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل

چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل بال مرغان غنچه گشت از تنگی آغوش گل جلوه گاه یار هم دیوانگی می آورد…

Continue Reading...

نیست در روی زمین سیمبری بهتر ازین

نیست در روی زمین سیمبری بهتر ازین نیست در عالم امکان پسری بهتر ازین بی تکلف نفتاده است به خاک و نفتد هرگز از عالم…

Continue Reading...

چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم

چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم در موج خیز خون نفس پاک می زنیم هر جا که موج حادثه ابرو بلند کرد ما…

Continue Reading...

نیست بیصورت جدال زاهدان باصوفیان

نیست بیصورت جدال زاهدان باصوفیان می کندآیینه رسوا زنگیان رابیشتر عمرپیران از جوانان زودتر طی می شود قرب منزل گرم سازد رهروان رابیشتر پشت هر…

Continue Reading...