لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن

لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن صفحه رخساره ات را خط قلم خواهد زدن می شود همچشم ابرو عاقبت پشت لبت سبزه…

Continue Reading...

لب لعل تو اگر جام شرابی دارد

لب لعل تو اگر جام شرابی دارد دل ما نیز نمک خورده کبابی دارد ای بسا خون که کند در دل صاحب نظران چهره ای…

Continue Reading...

لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد

لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد در مذاق لعل، آب و رنگ را خوناب کرد از نگاه گرم من حسن تو عالمسوز شد…

Continue Reading...

گوهر راز از دل بی تاب می آید برون

گوهر راز از دل بی تاب می آید برون گنج ازین ویرانه چون سیلاب می آید برون خورده ام از بس که خون دل ز…

Continue Reading...

گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من

گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من پرده چشم غزال است سیه خانه من گرد هستی نشسته است به کاشانه من می رود سیل…

Continue Reading...

گلشن حسن از بهار عشق خرم می شود

گلشن حسن از بهار عشق خرم می شود اشک بلبل رنگ چون گرداند شبنم می شود پیش پا دیدن بلا گردان سنگ تفرقه است ایمن…

Continue Reading...

گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت

گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت آیینه در کف از عرق انفعال داشت از چشم دام می کند امروز خوابگاه…

Continue Reading...

گشاد دل به سخنهای آشنا بسته است

گشاد دل به سخنهای آشنا بسته است نشاط گل به سبکدستی صبا بسته است تو گم نگشته ای از خویشتن، چه می دانی که شمع…

Continue Reading...

گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی

گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی بود هر تاری از پیراهن او خار ناسازی مکن در دل گره راز محبت را که…

Continue Reading...

گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است

گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است گرد سرگشتن به یاد می پرستان می دهد خط مشکینی…

Continue Reading...