ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود

ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود گرد را هم سرمه سای ناله زنجیر بود این زمان منزل پرستم، ورنه چندی پیش ازین نقش پای…

Continue Reading...

دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است

دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است چشم گریان من از رخسار جانان روشن است روشن از خورشید تابان است اگر روی زمین ظلمت…

Continue Reading...

دید ز خون دلم لاله ستان خاک را

دید ز خون دلم لاله ستان خاک را آبله دل شکست شیشه افلاک را لاله و گل خون کنند بر سر هر شبنمی گر به…

Continue Reading...

دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است

دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است شهد این مکار با چندین شرنگ آلوده است دامن از خون شهیدان چیدن از انصاف نیست…

Continue Reading...

دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم

دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم به خاطر آنچه می گردید شد یکجا فراموشم نمی گردد ز خاطر محو چون مصرع بلند…

Continue Reading...

دمید صبح تجلی به جان شتاب کنید

دمید صبح تجلی به جان شتاب کنید ز سردسیر جهان رو به آفتاب کنید درین محل که گشوده است صبح دفتر فیض ستاره ای ز…

Continue Reading...

دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او

دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او ریشه در آیینه چون جوهر کند تمثال او حیرت آن روی آتشناک مهر لب شده…

Continue Reading...

دلتنگ از ملامت اغیار نیستم

دلتنگ از ملامت اغیار نیستم چون گل ، گرفته در بغل خار نیستم در زهر روی پوش خطر بیشتر بود امن از خط نرسته دلدار…

Continue Reading...

دل نقطه بسم الله دیوان جنون است

دل نقطه بسم الله دیوان جنون است جان رشته شیرازه فرقان جنون است پیکان قدر، غنچه پژمرده عشق است شمشیر قضا، موجه عمان جنون است…

Continue Reading...

دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد

دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد یوسف آن نیست که فرمان زلیخا ببرد این گرانی که من از بار علایق دارم نیست ممکن…

Continue Reading...