غزلیات صائب تبریزی
کجا ز سینه من غم شراب می شوید
کجا ز سینه من غم شراب می شوید چه زنگ از دل آیینه آب می شوید چه آب روشن ازین چرخ نیلگون جویم که رخ…
کجا به دام کشد سایه نهال مرا
کجا به دام کشد سایه نهال مرا شکوفه خنده شیرست از ملال مرا فروغ گوهر من از نژاد خورشیدست به خیرگی نتوان کرد پایمال مرا…
کاسه سر را خطر از مغز پر جوش من است
کاسه سر را خطر از مغز پر جوش من است عالمی زین باده سر جوش مدهوش من است شعله ای کز یک شرارش طور صحرا…
قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد
قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد راه باریک چو افتاد گذر نتوان کرد صبر را حوصله جنبش مژگان تو نیست پیش شمشیر قضا سینه…
قرار گیر به دارالقرار درویشی
قرار گیر به دارالقرار درویشی که انقلاب ندارد دیار درویشی پیاده ای است زمین گیر، آفتاب بلند نظر به همت گردون سوار درویشی کند به…
قد تو سرو چمن را پیاده می داند
قد تو سرو چمن را پیاده می داند رخ تو چهره گل را گشاده می داند کمان نرم ترا هر که چاشنی کرده است کمان…
فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است
فلک پیر بسی مرگ جوانان دیده است این کمان پشت سر تیر فراوان دیده است هر که در بزم می آن چهره خندان دیده است…
فغان که هستی من در ورق شماری رفت
فغان که هستی من در ورق شماری رفت حیات من چو قلم در سیاه کاری رفت به خون دل، ورقی چند را سیه کردم چو…
فروغ مهر در پیشانی دیوار می بینم
فروغ مهر در پیشانی دیوار می بینم صفای طلعت آیینه از زنگار می بینم اگر در چاه، اگر در گوشه زندان بود یوسف ز چشم…
فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست
فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست اشرف آنجاست که آن سرو خرامان آنجاست عیش ما نیست چو بلبل به بهاران موقوف هر کجا لاله…





