در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب

در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب می کند هر قطره باران کار صد دریا شراب شب نشین با دختر رز عمر جاوید آورد…

Continue Reading...

در موج پریشانی من فاصله ای نیست

در موج پریشانی من فاصله ای نیست امروز به جمعیت ما سلسله ای نیست فریاد که اسباب گرفتاری ما را چون حلقه زنجیر ز هم…

Continue Reading...

در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند

در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند باغبان در سایه گل خواب راحت می زند می شود از سنگ طفلان چون تن مجنون کبود…

Continue Reading...

در کمین این فلک سخت کمانی که تراست

در کمین این فلک سخت کمانی که تراست عاقبت گرد برآرد ز نشانی که تراست نعمت روی زمین چشم ترا سیر نکرد چه کند خاک…

Continue Reading...

در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست

در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست در یتیم را ز صدف گاهواره هاست تا داده ام عنان توکل ز دست خویش کارم همیشه…

Continue Reading...

در شب وصل تو می لرزد دل چون آفتاب

در شب وصل تو می لرزد دل چون آفتاب تا مباد از رخنه ای آرد شبیخون آفتاب هر سری را در خور همت کلاهی داده…

Continue Reading...

در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود

در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود چون صدف هرکس که دندان بر سر دندان نهد…

Continue Reading...

در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط

در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط دربهار از کف مده چون شاخ گل جام نشاط پیش هرکس پنبه غفلت برون آرد ز گوش دربهار…

Continue Reading...

در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق

در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق رحم است بر کسی که شود آشنای خلق صبح قیامت است جبین گشاده شان برق فناست…

Continue Reading...

در خاک و خون کشید مرا ترک زاده ای

در خاک و خون کشید مرا ترک زاده ای مژگان به نازبالش دل تکیه داده ای بر بادپای وعده خلاقی نشسته ای چون سیل در…

Continue Reading...