عشق در بند گران است از وفای خویشتن

عشق در بند گران است از وفای خویشتن بید مجنون است خود زنجیر پای خویشتن از سر این خاکدان هر کس که برخیزد چو سرو…

Continue Reading...

عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست

عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست خلوت سینه پر آه، پریخانه ماست کشتی چرخ اگر باد مرادی دارد ناله بیخودی و نعره مستانه ماست…

Continue Reading...

عرق به برگ گلت می دود شتاب زده

عرق به برگ گلت می دود شتاب زده نگاه گرم که این نقش را بر آب زده؟ چه خانه ها که رساند به آب، طوفانش…

Continue Reading...

عالم بالا ندارد فیض ازپاکان دریغ

عالم بالا ندارد فیض ازپاکان دریغ قطره خود را ندارد از صدف نیسان دریغ زر که صرف کیمیا گردد یکی صد می شود خرده جان…

Continue Reading...

عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟

عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟ موج کی مانع آمد شد دریا باشد؟ پیش چشمی که نرفته است ازو آب حیا در و…

Continue Reading...

عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند

عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند مجنون ز چشم شیر محابا نمی کند رطل گران نکرد دوا رعشه مرا لنگر علاج شورش دریا نمی…

Continue Reading...

طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند

طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند صیقل شکست وآینه ام در غبار ماند چون ریشه درخت که ماند به جای خویش شد زندگی وطول…

Continue Reading...

طراوتی که ز رخسار یار می بارد

طراوتی که ز رخسار یار می بارد کجا ز ابر به چندین بهار می بارد؟ مرا ز روی فروزان شمع روشن شد که نور از…

Continue Reading...

صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست

صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست کمند عشرت رم کرده رشته سازست فروغ نور تجلی به طور می گوید که کار مردم بی دست و پا…

Continue Reading...

صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف

صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف گریه ها از آب گوهر درگلو دارد صدف رزق ارباب توکل می رسد از خوان غیب…

Continue Reading...