نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد

نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد از شیشه ما دهشت این سنگ صدا برد مرغ قفس این بخت برومند ندارد باد سحر این…

Continue Reading...

نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟

نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟ که دارد شبنم این باغ چشم آفتاب از پی لب سیراب ایمن از گزند چشم چون باشد؟…

Continue Reading...

ناله ای از ته دل کرد سپند آخر کار

ناله ای از ته دل کرد سپند آخر کار سوخت خودرا و برون خوست ز بند آخر کار از دل سوخته نومید نمی باید شد…

Continue Reading...

میی که درد ندارد صفای درویشی است

میی که درد ندارد صفای درویشی است گلی که رنگ نبازد لقای درویشی است نسیم پیرهن یوسف از تهیدستی خجل ز نافه پشمین قبای درویشی…

Continue Reading...

می می کند خیال تنک ظرف آب را

می می کند خیال تنک ظرف آب را ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را دل می تپد به خون ز تمنای خویشتن بر سیخ می…

Continue Reading...

می کند گل زردرویی از شراب دیگران

می کند گل زردرویی از شراب دیگران دردسر می گردد افزون از گلاب دیگران با وضوی دیگری می بندد احرام نماز تازه دارد هر که…

Continue Reading...

می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو

می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو زخم را آغوش رغبت می کند شمشیر تو از جراحت روی گردن کی شود نخجیر تو؟ زخم…

Continue Reading...

می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار

می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار می توان گل چید از خمیازه او در خمار خواهد افتادن ز چشمش مستی دنباله دار گر…

Continue Reading...

می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح

می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح فیض موجی است سبکسیر ز پیمانه صبح می شود زود چو خورشید چراغش روشن هر که جایی نرود غیر…

Continue Reading...

می در پیاله کن که گل و لاله می رود

می در پیاله کن که گل و لاله می رود این کاروان چو شعله جواله می رود از ره مرو به زینت دنیا کز این…

Continue Reading...