نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر

نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر چه زنگ از خاطر من گردش افلاک بردارد؟ زبان دعوی طوفان، روایی آنقدر دارد که عاشق آستین…

Continue Reading...

ناله را درد از دل افگار می آرد برون

ناله را درد از دل افگار می آرد برون زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد…

Continue Reading...

نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر

نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر در شوره زار موج سراب است بیشتر درعالمی که خرج تماشا شود نگاه در چشم باز، پرده…

Continue Reading...

می نماید صد گره را یک گره زنار عشق

می نماید صد گره را یک گره زنار عشق سبحه داران چون برون آیند ازبازار عشق؟ بوی این می آسمانها را به دور انداخته است…

Continue Reading...

می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را

می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را بشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟ شب چو خون مرده و سنگ مزارش خواب…

Continue Reading...

می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش

می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش از خداچون غافلی باری ز خود غافل مباش دعوی خون را همین جا بانگاهی صلح کن روز…

Continue Reading...

می شود عارف خجل نادان چو ملزم می شود

می شود عارف خجل نادان چو ملزم می شود می کشد ناموس عالم هر که آدم می شود کیمیای تازه رویی در بغل داریم ما…

Continue Reading...

می شدم بیرون ز خود گر منزل می داشتم

می شدم بیرون ز خود گر منزل می داشتم دست و پایی می زدم گر ساحلی می داشتم بهترست از عقل ناقص چون جنون کامل…

Continue Reading...

می دو ساله نشاطش کم از جوانی نیست

می دو ساله نشاطش کم از جوانی نیست شراب کهنه کم از عمر جاودانی نیست که باز حرف گلوگیر توبه را سر کرد؟ که در…

Continue Reading...

می توان با تازه رویان شد قرین از چشم پاک

می توان با تازه رویان شد قرین از چشم پاک در گلستان است شبنم خوش نشین از چشم پاک برندارد شاخ نرگس ازحجاب حسن او…

Continue Reading...