ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش

ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش پری در شیشه دارد از تذروان سروبالایش زبان العطش گویی است هرمژگان آن ظالم به خون عاشقان تشنه است…

Continue Reading...

نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز

نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز دگر نگاه به آن چشم نیمخواب انداز چراغ رنگ به یک جلوه می شود خاموش محبت گل این…

Continue Reading...

نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را

نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را به دست زخم دندان دادم آن لبهای میگون را ز چشم شوخ لیلی آهوان دارند…

Continue Reading...

ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون

ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون گوهر ما سفته از گنجینه می آید برون ناز او با من بود از دیده حیران…

Continue Reading...

ناز بیماری ازان چشم گرانخواب گرفت

ناز بیماری ازان چشم گرانخواب گرفت جوهر تیغ ازان موی میان تاب گرفت طاق ابروی تو شد زرد ز دود دل من آتش از سینه…

Continue Reading...

می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی

می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی نشائه خون جگر باد به ما ارزانی ما تهیدستی خود را به دو عالم ندهیم نقد وصل…

Continue Reading...

می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را

می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را چند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟ خون به جای آب از سرچشمه ها گردد روان…

Continue Reading...

می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار

می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار آن که می دارد عنان اختیار ازمن دریغ آب می بندد به روی تشنگان کربلا هرکه دارد جام…

Continue Reading...

می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن

می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن همچو خون پنهان نمی ماند چو شد رنگین سخن از تأمل می شود شایسته تحسین سخن پیچ…

Continue Reading...

می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم

می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم کز شراب تلخ گردد دیده پیمانه گرم برگ عیش ما بود چون لاله داغی از بهار می…

Continue Reading...