غزلیات صائب تبریزی
خون دل را باده گلفام می دانیم ما
خون دل را باده گلفام می دانیم ما آه را خوشتر ز خط جام می دانیم ما نیست احسان بنده کردن مردم آزاد را دانه…
نشاط زنده دلان پایدار می باشد
نشاط زنده دلان پایدار می باشد درین پیاله می بی خمار می باشد در آفتاب جهانتاب محوگردیدن نصیب شبنم شب زنده دار می باشد دل…
خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد ز سر گذشت و به دنبال این بلا افتاد تو تا شکفته شدی گل به…
یک نظر بازست نرگس چشم بیمار ترا
یک نظر بازست نرگس چشم بیمار ترا گل یکی از سینه چاکان است دستار ترا می کند شبنم گرانی بر عذار نازکت ابر می بوسد…
خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند چون کعبه روان روی به دیوار ندارند در دامن یارند چو آیینه شب وروز هر چند گرفتار درین…
یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان در ملک بی نشانی خود را به نام گردان کار جهان تمامی هرگز نمی پذیرد پیش از…
خوش آن کسان که دردل برآرزو بستند
خوش آن کسان که دردل برآرزو بستند به اشک تلخ ره لقمه بر گلو بستند به نقد جنت در بسته یافتند اینجا به روی خلق…
یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟ آنچنان باغ و بهاری نخل ماتم کی شود؟ زاهد از طاعت به راز عشق محرم کی شود؟…
خوب دارد زاهد شیاد، داروگیر را
خوب دارد زاهد شیاد، داروگیر را دام دردانه است پنهان سبحه تزویر را در نشاط و خرمی، غافل نمی جوید سبب زعفران حاجت نباشد خنده…
یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود شب من موی تو و روز خوشم روی تو بود نور چون چشم ز پیشانی…





