هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور

هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور درکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟ از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور…

Continue Reading...

حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز

حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز ز بوی گل نشود جغد شادمان هرگز به عاقلان نتوان دوخت داغ سودا را تنور سرد نگیرد به خویش…

Continue Reading...

نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم

نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم چو نبض ناتوانان اضطراب ساکنی دارم ز سوز عشق ازین پهلو به آن پهلو نمی گردم درین…

Continue Reading...

حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است

حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است پرده خواب، سراپرده دولت بوده است دامن دشت جنون را به غزالان دادند وسعت عیش به اندازه وحشت…

Continue Reading...

نیست نقشی دلپذیر عشق غیر از سادگی

نیست نقشی دلپذیر عشق غیر از سادگی پیش صاحب فن نباشد فن به از افتادگی از سر بی حاصلان دست حوادث کوته است جامه فتح…

Continue Reading...

چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟

چون می کهنه چه شد گر نبود جوش مرا؟ شور صد بزم بود در لب خاموش مرا می کشم تهمت سجاده تزویر از خلق گر…

Continue Reading...

نیست غیر از آه، دلسوزی دل افگار را

نیست غیر از آه، دلسوزی دل افگار را شمع بالین از تب گرم است این بیمار را گوهر از سفتن بود ایمن در آغوش صدف…

Continue Reading...

چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن

چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن از می نشد چو مینا سرشار تا به گردن چون شمع هر که افراخت گردن…

Continue Reading...

نیست در دوران من میخانه حاجت خلق را

نیست در دوران من میخانه حاجت خلق را بس بود پیمانه من تا قیامت خلق را کلک گوهربار من داد سخاوت می دهد باش گو…

Continue Reading...

چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست

چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست می درد، چون مغز کامل شد، گریبان زیر پوست غیرتی کن از لباس چرخ مینایی برآی تا…

Continue Reading...