مهر را سوختگان بوته خاری گیرند

مهر را سوختگان بوته خاری گیرند ماه را زنده دلان شمع مزاری گیرند چون گشایند نظر مملکتی بگشایند باز چون چشم ببندند حصاری گیرند آسمانها…

Continue Reading...

منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع

منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع به خاک پای قناعت ز توتیا قانع ازان شده است به چشم جهانیان شیرین که ازلباس، شکر شد…

Continue Reading...

من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن

من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن جلوه یوسفی از رخنه زندان دیدن رمزی از بوالعجبی های نظربازان است طبل رسوا زدن و شیوه…

Continue Reading...

من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟

من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟ قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز رشک…

Continue Reading...

ملال در دل بی مدعا نمی گردد

ملال در دل بی مدعا نمی گردد ز گرد، آب گهر بی صفا نمی گردد هیشه اول وقت است حق پرستان را نماز وقت شناسان…

Continue Reading...

مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد

مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد که از لرزیدن من آسمانها چون زمین لرزد زچشم بد خطر افزون بود رنگین لباسان را زصحرا…

Continue Reading...

مکن ای بی وفا ناآشنایی

مکن ای بی وفا ناآشنایی در آتش سوخت گل از بی وفایی نگیرد در دل عاشق شکستم فسون چرب نرم مومیایی به طوف کعبه انصاف…

Continue Reading...

معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهم

معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهم بحر را در کاسه گرداب جولان می دهم گوهر من خرقه ازدست صدف پوشیده است تیغ…

Continue Reading...

مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را

مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را دفتر مساز این ورق باده برده را با زاهد فسرده مکن گفتگوی عشق تلقین نکرده است کسی خون…

Continue Reading...

مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم شیشه را سرو کنار چشمه کوثر کنیم چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت اس خواب آسایش مگر…

Continue Reading...