غزلیات صائب تبریزی
گرفته است مرا در میان تماشایی
گرفته است مرا در میان تماشایی که در خیال نیاورده هیچ بینایی بر آستان تو دل از شکسته پایان است اگر چه می کشدم دیده…
گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما
گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما سبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما روز تعطیل به عرفانکده مشرب نیست صبح شنبه خجل است از…
گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند در میان میکشان شور قیامت افکند چون به سیر ماهتاب آید مه شبگرد من ماه را از…
گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد خورشید نفس سوخته آمد به تماشا تا آن رخ…
گر در اقلیم رضا کاشانه ای می داشتم
گر در اقلیم رضا کاشانه ای می داشتم در بهشت نقد اینجا خانه ای می داشتم کرد تنهایی به من این خاکدان را دلنشین می…
گر چه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است
گر چه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است هر که را می نگرم در رخ او حیران است می توان خواند ز پشت لب…
گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما کار با اطفال چون افتاد مجنونیم ما سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست هر که از…
گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول
گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول گر گنج خواهی می گرد خراب اول ان نقطه خاموشی درحرف نمی گنجد بر طاق فراموشی بگذار کتاب…
گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری
گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری بت خود می کنی سنگی اگر از راه برداری دو روزی نیست افزون عمر ایام برومندی…
گاه گاه از دیده عبرت با دنیا دیده ام
گاه گاه از دیده عبرت با دنیا دیده ام کی به این هنگامه از بهر تماشا دیده ام چرخ تر دامن که باشد دعوی عصمت…





