زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد

زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد زهی ساقی که عالم را به یک پیمانه اندازد نمی گیرد به دندان پشت دست خود سبکدستی که…

Continue Reading...

زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو

زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو گره چو نقطه شود رشته سخن بی تو نفس گسسته چو تیری که از کمان بجهد…

Continue Reading...

زان لب شیرین که در هر گوشه صد فرهاد داشت

زان لب شیرین که در هر گوشه صد فرهاد داشت بوسه ای برد از میان ساغر که صد فریاد داشت بعد ایامی که درهای اجابت…

Continue Reading...

زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند

زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند گل از آتش به سحر نرگس جادو برویاند سپند از آتش و خال از رخ و از دل…

Continue Reading...

ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت

ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت چو غنچه از گره خود گرهگشا می داشت خبر ز عشق ندارد دل فسرده من…

Continue Reading...

ز ملک و مال، دل بی نیاز ما سبک است

ز ملک و مال، دل بی نیاز ما سبک است به گل قرار نگیرد سفینه تا سبک است به جان و دل نتوان وصل آرزو…

Continue Reading...

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد ز خنده نمکینت دل شکر سوزد شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک به آن…

Continue Reading...

ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی

ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی یکی هزار شد چون شود هزار یکی ز آشکار و نهانی که می رسد به نظر…

Continue Reading...

ز سیما می شود روشندلان را مهر و کین پیدا

ز سیما می شود روشندلان را مهر و کین پیدا که در دل هر چه پوشیده است، گردد از جبین پیدا نسازد پرده شب، گوهر…

Continue Reading...

ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری

ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری ز خال مشکبو آهوی مشکین است پنداری چنان شد از شراب لعل رنگین چشم مخمورش که هر مژگان…

Continue Reading...