غزلیات صائب تبریزی
در سینه عشاقی و از سینه جدایی
در سینه عشاقی و از سینه جدایی چون صورت آیینه ز آیینه جدایی در چشمی و در چشم نیایی ز لطافت گنجینه نشینی و ز…
در زیر خرقه شیشه می را نگاه دار
در زیر خرقه شیشه می را نگاه دار این ماه را نهفته در ابر سیاه دار از ریشه بر میار نهال امید را ته شیشه…
در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت
در دلم هرگاه زلف آن پری پیکر گذشت از سر دریای چشم موجه عنبر گذشت بر سر مجنون اگر کردند مرغان آشیان مرغ نتواند ز…
در خیالم اگر آن زلف پریشان می بود
در خیالم اگر آن زلف پریشان می بود نفس سوخته ام سنبل و ریحان می بود دردمندان چه قدر خون جگر می خوردند درد بیدردی…
در حریم سینه عشاق، غم نامحرم است
در حریم سینه عشاق، غم نامحرم است در نزاکت خانه آیینه، دم نامحرم است باده روحانیان را ساغری در کار نیست در خرابات محبت جام…
در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای از حساب زندگی روزشمار آسوده ای چون می گلرنگ خون عاشقان غماز نیست از غبار خط…
در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است بلبل و گل، سرو و قمری، لیلی و مجنون یکی است پرده بینایی ما نیست تغییر لباس…
در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها
در آتشم ز دیده شوخ ستاره ها در هیچ خرمنی نفتد این شراره ها! خالی شده است از دل آگاه مهد خاک عیسی دمی نمانده…
دانسته ام غرور خریدار خویش را
دانسته ام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف می شکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بی قیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی…
داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند از خجالت لاله ها بر کوه پا بالا نهند از لب پیمانه ها خیزد نوای العطش پنبه…





