غزلیات صائب تبریزی
روشن ز داغ های نهان ساز سینه را
روشن ز داغ های نهان ساز سینه را از پشت، رو شناس کن این آبگینه را یک دم بود گرفتگی ماه و آفتاب روشن گهر…
روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام
روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام چون نگاه آشنا از چشم یارافتاده ام دست رغبت کس نمی سازد به سوی من دراز چون گل…
رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟ که من به پای نسیم سحر روم ازخویش شود عیار بد ونیک در سفر ظاهر…
رنگین شده است بس که ز خونین ترانه ام
رنگین شده است بس که ز خونین ترانه ام مرغان غلط کنند به گل آشیانه ام هر پاره از دلم در توحید می زند یک…
رفع دلتنگی من نشأه صهبا نکند
رفع دلتنگی من نشأه صهبا نکند هیچ کس غنچه پیکان به نفس وا نکند از سپر، تیر قضا روی نمی گرداند سیل از خانه در…
رسیده است به آفاق صیت دولت ما
رسیده است به آفاق صیت دولت ما تپیدن دل بی تاب ماست نوبت ما کلاه گوشه اقبال ماست بی کلهی گذشتگی ز دو عالم بود…
رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد زرهی نیست که بتوان به قبا پنهان کرد این طراوت که گل روی ترا داده خدا…
رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟ که بردارد زیوسف چشم و راه کاروان بیند چراغ پرده در را پیش پا تاریک می باشد…
راه مقصود طی از آبله پا نشود
راه مقصود طی از آبله پا نشود گره از رشته به دندان گهر وا نشود محفل آرای سخن را طرفی در کارست طوطی از آینه…
ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود
ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود گرد را هم سرمه سای ناله زنجیر بود این زمان منزل پرستم، ورنه چندی پیش ازین نقش پای…





