من که از داغ جنون ساغر سرشار باشم

من که از داغ جنون ساغر سرشار باشم خاک بر فرقم اگر منت دستار باشم روی در دامن صحرای جنون می آرم چند بنشینم و…

Continue Reading...

مگو عاقل کجا در محنت ایام می افتد

مگو عاقل کجا در محنت ایام می افتد که مرغ زیرک اینجا بیشتر در دام می افتد به ناسازی سری در حلقه سوداییان دارم که…

Continue Reading...

مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ

مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ ز پشت دست ندامت مساز دندان سرخ ز غوطه ای که به خون زد خدنگ، دانستم که…

Continue Reading...

مکش چو تنگدلان آه از پریشانی

مکش چو تنگدلان آه از پریشانی که دل ز حق شود آگاه از پریشانی دل چو آینه زان رند پاکباز طلب که نیست در جگرش…

Continue Reading...

معشوق در برابر و مهتاب درنظر

معشوق در برابر و مهتاب درنظر آید دگر چگونه مرا خواب درنظر از روی آتشین تودل آب می شود گردد زآفتاب اگر آب درنظر در…

Continue Reading...

مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا

مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا که بیم این جهانی، می شود یکسر امید آنجا مگیر آرام اینجا، تا توانی آرمید آنجا که…

Continue Reading...

مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست

مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست این آینه رو پرده نشین از نفس ماست بال و پر ما تیر جگردوز خزان است پیراهن گل چاک…

Continue Reading...

مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان

مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان از سنگ این خدنگ کند جوی خون روان آن بلبلم که دیدن بال شکسته ام از چشم…

Continue Reading...

مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید

مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید زندگی بر طاق نسیان نه چو شد ابرو سفید پرده پوشی چون شب تاریک، کار صبح نیست…

Continue Reading...

مرا همیشه دل از وصل یار می شکند

مرا همیشه دل از وصل یار می شکند سبوی من به لب جویبار می شکند چه نسبت است به فرهاد جان سخت مرا که درد…

Continue Reading...