هر که با خود درد و داغ دلستان را می برد

هر که با خود درد و داغ دلستان را می برد بی تکلف حاصل کون و مکان را می برد گردش چشمی که من دیدم…

Continue Reading...

حکم خرد به مردم مجنون نمی رود

حکم خرد به مردم مجنون نمی رود دیوانه است هر که به هامون نمی رود هر چند پیر گشت و فراموشکار شد بیداد ما ز…

Continue Reading...

هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان

هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان وقت را خوش کرده ام من از خوشی های جهان از جهان و نعمت او داشتم…

Continue Reading...

حصاری آدمی را به زهمواری نمی باشد

حصاری آدمی را به زهمواری نمی باشد دعای جوشنی چون ترک خونخواری نمی باشد مرا از خانه زنبور آتش دیده، روشن شد که حسن عاقبت…

Continue Reading...

هر غباری گرده چابک سواری بوده است

هر غباری گرده چابک سواری بوده است هر سر خاری خدنگ جان شکاری بوده است لاله کز خون جگر امروز ساغر می زند بر سریر…

Continue Reading...

حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه

حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه شمع را فانوس از باد صبا دارد نگاه از توکل می توان آمد سلامت بر…

Continue Reading...

هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت

هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت از تیغ، فیض سایه بال هما گرفت شد وحشتم ز عالم صورت زیادتر چندان که بیش…

Continue Reading...

حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب

حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب می دواند ریشه در دل از رگ تلخی شراب می نماید حسن شوخ از پرده شرم و…

Continue Reading...

هر چه امروزست بار خاطرت فردا گل است

هر چه امروزست بار خاطرت فردا گل است در جگرخاری که اینجا بشکند آنجا گل است انبساط ماست موقوف گشاد کار خلق فتح بابی هر…

Continue Reading...

حرف درشت بردل بی کینه می خورد

حرف درشت بردل بی کینه می خورد گر سنگ گوهرست به آیینه می خورد از من علاج خصمی ایام یادگیر یک شیشه می سر شب…

Continue Reading...