هر تنک ظرفی ننوشد خون گرم تاک را

هر تنک ظرفی ننوشد خون گرم تاک را جامی از فولاد باید آب آتشناک را عقده دل را به زور اشک نتوان باز کرد گریه…

Continue Reading...

حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی

حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی مرا مگذار زیر این کهن دیوار ای ساقی به تنگم از وجود خود، شرابی آرزو دارم…

Continue Reading...

نیستم در عشق کافر ماجرای سوختن

نیستم در عشق کافر ماجرای سوختن می دهم جان همچو هندو از برای سوختن نیست از سوز محبت شیوه من سرکشی دارم آتش زیر پای…

Continue Reading...

چینی که طراز جبهه یارست

چینی که طراز جبهه یارست بندی است که بر زبان اغیارست حسن از تمکین دوام می گیرد گوش سنگین حصار گلزارست سیری ز نظاره نیست…

Continue Reading...

نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد

نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد بید مجنون به سرانجام ثمر پردازد نیست در خاطر سودازدگان فکر وصال به چه دل غرقه دریا به…

Continue Reading...

چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن

چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن کز دل پرخون و از رنگ خزانی برخوری لذت باقی به دست آور درین پایان عمر تا…

Continue Reading...

نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو

نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو از سبکروحی مگر بر خاک افتد تیر تو بر شکوهش گر چه تنگی می کند این نه رواق…

Continue Reading...

چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟

چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟ بی لیلی از نظاره محمل چه فایده؟ سیری ز مال نیست تهی چشم حرص را…

Continue Reading...

نیست چون بال و پری تا گرد سر گردم ترا

نیست چون بال و پری تا گرد سر گردم ترا از ته دل گرد سر در هر نظر گردم ترا می کند بی دست و…

Continue Reading...

چون سکندر خانه عمر از اثر آباد کن

چون سکندر خانه عمر از اثر آباد کن این بنای سست پی را آهنین بنیاد کن می شود وقتی که فریادت شود فریادرس تا نفس…

Continue Reading...