غزلیات صائب تبریزی
دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران
دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران نخل های بی ثمر بر باغبان باشد گران ما سبکروحان به امید شهادت زنده ایم پیش ما ذکر…
دوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهار
دوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهار دیده ای آب ده از صبح بناگوش بهار دانه سوخته از ابر نمی گردد سبز چه کند بادل…
دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشد
دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشد هلال جام هر جا هست سی شب عید می باشد نباشد دولت ناخوانده را…
دمی کز روی آگاهی بود تیغ دودم باشد
دمی کز روی آگاهی بود تیغ دودم باشد به دنیا هر که پشت پا زند صاحب قدم باشد بود ملک جهان زیر نگین اقبالمندی را…
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من می رود رو به قفا سیل ز ویرانه من ندهد تن به کشاکش دل دیوانه من چون کمان…
دلدار رفت و برد دل خاکسار من
دلدار رفت و برد دل خاکسار من یکبار شد ز دست کند و شکار من رفتی و رفت با تو دل بی قرار من یکبار…
دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود چون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود سرو را از طوق در زنجیر قمری می کشد…
دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟
دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟ این نه ابری است که از باد پریشان گردد روی یوسف کند آن روز جهان را…
دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟ مگر گاهی زدیوان قیامت فال بگشاید چنان کز پرتو خورشید انجم محو می گردد هزاران عقده…
دل شکسته بود گوهر یگانه عشق
دل شکسته بود گوهر یگانه عشق بود ز چهره زرین زر خزانه عشق به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست مگر بلند شود دست…





