غزلیات صائب تبریزی
دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست
دلهای غم ندیده پذیرای پند نیست آنجا که درد نیست، سخن سودمند نیست بسیار چاره هست که از درد بدترست صد چشم بد، برابر دود…
دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
دلش از گریه من رنگ نمی گرداند کوه را سیل گرانسنگ نمی گرداند بس که ویرانه ام از گرد علایق پاک است سیل در خانه…
دل هرکس که مقید به هوس می گردد
دل هرکس که مقید به هوس می گردد عنکبوتی است که عاجز ز مگس می گردد چون شرر سر به هوا دل ز هوس می…
دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز از پری شیشه گرانبار نگردد هرگز به پریشان نفسان راه سخن گر ندهد قسمت آینه زنگار نگردد هرگز…
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود که سنگ دیده ور از خرده شرارشود اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باش که دل شکسته…
دل صد پاره زان گرد می گلفام می گردد
دل صد پاره زان گرد می گلفام می گردد که این اوراق را شیرازه خط جام می گردد ندارد دل قرار از گردش گردون، چه…
دل سرگشته ما چرخ را بر کار می بندد
دل سرگشته ما چرخ را بر کار می بندد کمر در خدمت این نقطه نه پرگار می بندد حجاب روی گل نظارگی را آب می…
دل روشن از ریاضت بسیار می شود
دل روشن از ریاضت بسیار می شود آهن ز صیقل آینه رخسار می شود از حسن اتفاق ضعیفان قوی شوند پیوسته شد چو مور به…
دل خام مرا رخسار آتشناک می سازد
دل خام مرا رخسار آتشناک می سازد که عود خام را آتش زهستی پاک می سازد به طوف خاک ناحق کشتگان دامن کشان رفتن زحرف…
دل چسان غم های جانان را کند گردآوری؟
دل چسان غم های جانان را کند گردآوری؟ چون حبابی بحر عمان را کند گردآوری؟ چون دل تنگی شود غم های عالم را محیط؟ شیشه…





