می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز

می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز با چنین محراب، داری پشت برعقبی هنوز برده است از راه، صبح کاذب دعوی ترا غافلی…

Continue Reading...

می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا

می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا سفال تشنه لب فیض دگر می گیرد از مینا نگردد عشق خون آشام غافل…

Continue Reading...

می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر

می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر می تراود هر نفس زین پرده آهنگ دگر اختلافی نیست در شست و کمان وتیر، لیک…

Continue Reading...

موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست

موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست سوزد از لب تشنگی هر کس کباب عشق نیست می رساند چون ره خوابیده رهرو را…

Continue Reading...

منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون

منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون که ریزد خون خود صیدی که آید از حرم بیرون چه کشتی ها که از آب…

Continue Reading...

منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد

منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد هر که شب سیر خورد صبح گران برخیزد شکر هنگام شکایت به زبان می آرم سبزه از آتش…

Continue Reading...

من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار

من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار گفتگوی توبه می ریزد نمک در ساغرم پنبه…

Continue Reading...

من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم

من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم بندبندم کن که من مرد جدایی نیستم تلخ دارد خواب شیران جهان را مور من خاک را ه…

Continue Reading...

مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می گردد؟

مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می گردد؟ که زخم کهنه ام بی بخیه از خمیازه می گردد بساط پرتو خورشید و مه برچیده…

Continue Reading...

مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش

مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش که کشته می شوی آخر به زخم تیشه خویش زشرم صورت شیرین مرا میسر نیست ز دور بوسه…

Continue Reading...