غزلیات صائب تبریزی
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟ که خاک در دهن حرص قند می گردد ازان نگاه تو چون تیر می خلد در دل که…
کام دل ازان چهره افروخته برگیر
کام دل ازان چهره افروخته برگیر درهرنگهی دیده خودرا به گهر گیر دیوانه ما سلسله بسیار گسسته است زنهارزدل در خم آن زلف خبرگیر از…
قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک شور محشر نفروشد به لب یار نمک پسته شور به شکر نگرفته است کسی چه غریب است درآن لعل…
قسمت آیینه محرومی است از دیدار تو
قسمت آیینه محرومی است از دیدار تو عکس ممکن نیست دل بردارد از رخسار تو آب را کز بی قراری نعل در آتش بود خشک…
قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند پای رفتار شکستند و عنانم دادند آب را در جگر سنگ حصاری کردند جگری تشنه تر از ریگ روانم…
فیضی که سهیل به خاک یمن رسد
فیضی که سهیل به خاک یمن رسد از دیدن عقیق لب او به من رسد از عطسه غزال شود دشت لاله گون گر بوی زلف…
فکر جمعیت عبث دل را پریشان می کند
فکر جمعیت عبث دل را پریشان می کند آن که سر داده است ما را فکر سامان می کند نرم کن دل را به آه…
فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد
فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد زمین شوره گل و ارغوان نمی دارد مپرس راه خرابات را ز زاهد خشک که تیر کج خبری از…
فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد زچشم بد خدا آن خط مشکین را نگه…
فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان رفته اند از حلقه ماتم برون دیوانگان هر دم از بی اختیاری صورتی بر می کنند مهره مومند در…





