حذر کن از عرق روی لاله رخساران

حذر کن از عرق روی لاله رخساران که می کند به دل سنگ رخنه این باران دو چشم شوخ تو با یکدگر نمی سازند که…

Continue Reading...

نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا

نیم آن شعله که خاموش توان کرد مرا یا ز فانوس، قباپوش توان کرد مرا بیش ازان است فروغ دل نورانی من کز فلک در…

Continue Reading...

حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست

حاصل دنیای فانی جز غم و تشویش نیست مد عمر جاودانش آه حسرت بیش نیست پشه تا بر دیده من خواب شیرین تلخ کرد گشت…

Continue Reading...

نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد

نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد چون ز خاصیت خود مهر گیا برگردد رفتن از کوی خرابات مرا ممکن نیست مگر از کعبه…

Continue Reading...

چون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ما

چون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ما پیچ و تاب بی قراری ها بود مکتوب ما پیش ما وصل لباسی پرده بیگانگی است چشم…

Continue Reading...

نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را

نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟ خاک…

Continue Reading...

چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام

چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام در خرابات مغان خوش سر نوشت افتاده ام در جهان آب و گل از درد و…

Continue Reading...

نیست در دیده ما منزلتی دنیا را

نیست در دیده ما منزلتی دنیا را ما نبینیم کسی را که نبیند ما را زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند مرده دانیم…

Continue Reading...

چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟

چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟ روشندلی کجاست به جان گفتگو کنم؟ تلقین خون مرده دلم را سیاه کرد تا چند با سیاه…

Continue Reading...

نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار

نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار چند روزی سر خود بر سر زانو بگذار با حجاب تن خاکی نتوان واصل شد کوزه خود بشکن،…

Continue Reading...