غزلیات صائب تبریزی
دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن
دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن سرشک گرمرو را شمع بالین مسیحا کن هر آن راز نهان کز جام جم روشن نمی…
دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا رشته حرص به پا همچو مگس نیست مرا خواهم از عالم بالا چو صدف روزی خویش چون نگین…
دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟ کبک کی از عهده شهباز می آید برون؟ نام شاهان از اثر در دور می ماند…
دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت راه چون شانه در آن زلف معنبر می داشت آن که گریان به سر خاک من…
دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد می تواند به توجه پری از قاف آرد هر که در پرده خورد خون جگر همچو غزال…
دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد
دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد عالمی را مایه از سنگ ملامت می دهد گر نهالی را دهم از چشمه آیینه آب از…
دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را سنگ است در بغل می پر زور شیشه را چشم بد ستاره به عاشق چه می…
دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست نیست غافل گلشن از احوال بیرون ماندگان رخنه…
دل بی غبار از لب خاموش می شود
دل بی غبار از لب خاموش می شود از جوهر آب آینه خس پوش می شود بی مغز را کند دهن بسته مغزدار خوان تهی…
دل به خون در انتظار وعده جانان نشست
دل به خون در انتظار وعده جانان نشست بر سر آتش به تمکین این چنین نتوان نشست در صدف گوهر ز چشم شور باشد در…





