غزلیات صائب تبریزی
دل راز سینه درنظر دلستان برآر
دل راز سینه درنظر دلستان برآر آیینه پیش یوسف از آیینه دان برآر کار غیور عشق شراکت پذیر نیست دل رابه نقد ازهمه کار جهان…
سخن سنجی سرآمد در فن گفتار می گردد
سخن سنجی سرآمد در فن گفتار می گردد که چون پرگار گرد نقطه ای صدبار می گردد ندارد همچو من دیوانه ای دامان این صحرا…
سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را دل چو نی سوراخ گردد دیده بان ناله را در خزان طی کرد بلبل داستان ناله را نیست چون…
سبکروان ز خم آسمان برآمده اند
سبکروان ز خم آسمان برآمده اند ز راستی چو خدنگ از کمان برآمده اند چگونه قامت خود زود زود راست کنند چو سبزه از نته…
سبزه خط صفحه رخسار جانان را گرفت
سبزه خط صفحه رخسار جانان را گرفت طوطی خوش حرف از آیینه میدان را گرفت بوسه را بر عارضش جا از هجوم خط نماند سبزه…
ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن حشر خواب آلودگان از نعره مستانه کن مجلس از دود چراغ کشته ماتمخانه ای است این…
ساغر پر می علاج جان محزون می کند
ساغر پر می علاج جان محزون می کند گرد پاک از چهره سیلاب جیحون می کند دفتر آداب را در بزم می شیرازه نیست دختر…
زین درد بی شمار که دل را نصیب شد
زین درد بی شمار که دل را نصیب شد خواهد زراه تجربه آخرطبیب شد نتوان نگاه داشت به زنجیر در بهشت چشمی که آشنا به…
زهی گردون کف بی مغزی از دریای عاشق تو
زهی گردون کف بی مغزی از دریای عاشق تو دو عالم یک گریبان چاک از سودای عشق تو ز شرم ناکسی چون اشک می غلطد…
زنوبهار خط یار ناامید مباش
زنوبهار خط یار ناامید مباش ز حسن عاقبت کار نا امید مباش به نوش جاده نیش منتهی گردد به زخم خار ز گلزار ناامید مباش…





