گوشه گیرانی که رو در خلوت دل کرده اند

گوشه گیرانی که رو در خلوت دل کرده اند رشته جان را خلاص از مهره گل کرده اند اهل دنیا در نظر بازی به اسباب…

Continue Reading...

گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا

گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا سخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجا سبکروحانه خود را بر دم تیغ شهادت زن به…

Continue Reading...

گلبانگ به از زرست ای گل

گلبانگ به از زرست ای گل غافل نشوی ز حال بلبل با گوش تو نسبت در گوش سر گوشی شبنم است با گل کاری نگشود…

Continue Reading...

گل اندامی که در پیراهن من خار می ریزد

گل اندامی که در پیراهن من خار می ریزد به خرمن گل به جیب و دامن اغیار می ریزد نه کم ظرفی است گر زیر…

Continue Reading...

گریه من آب در جوی سحر می افکند

گریه من آب در جوی سحر می افکند ناله من شعله در جان اثر می افکند آن لب حرف آفرین چون می شود گرم عتاب…

Continue Reading...

گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش

گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش حسن محجوبی که با خود میکند بیگانگی گر نپردازد به…

Continue Reading...

گرد غم فرش است دایم در غم آباد وطن

گرد غم فرش است دایم در غم آباد وطن در غریبی نیست مکروهی به جز یاد وطن ای بسا نعمت که یادش به ز ادراکش…

Continue Reading...

گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند

گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند ما را نیازمند به نازآفریده اند قد ترا ز جلوه ناز آفریده اند روی مرا ز خاک…

Continue Reading...

گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی

گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی در زیر خاک عشرت روی زمین کنی گر رزق خود ز بوی گل و یاسمین کنی زنبوروار خانه…

Continue Reading...

گر درد طلب رهبر این قافله بودی

گر درد طلب رهبر این قافله بودی کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟ زود این ره خوابیده به انجام رسیدی گر ناله شبگیر درین…

Continue Reading...