کرسی دارست اوج اعتبار این جهان

کرسی دارست اوج اعتبار این جهان دل منه بر دولت ناپایدار این جهان با گرفتن گر چه دارد جنگ استغنای فقر گوشه ای گیر از…

Continue Reading...

کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟

کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟ که می آیینه بر پیشانی پیمانه می بندد که امشب می شود از شرمگینان میهمان من؟ که…

Continue Reading...

کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟

کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟ که خون شیشه در ساغر به چندین ناز می ریزد چه خواهد کرد گاه جلوه مستانه، حیرانم…

Continue Reading...

کاهلانی که درین ره به هوس می آیند

کاهلانی که درین ره به هوس می آیند دو قدم راه نپیموده به پس می آیند هست در هرزه درایی خطر راهروان رهزنان بیش به…

Continue Reading...

کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن

کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن رو نکردن ترش از تلخ، شکر خندیدن شیوه زنده دلان است درین باغ چو گل همه شب غنچه…

Continue Reading...

قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است

قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است روزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای است هر گلی را نوبهاری هست در باغ…

Continue Reading...

قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن

قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن بیا در سینه من بر مجنون را تماشا کن اگر تاب تماشای دل پر خون…

Continue Reading...

قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت

قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت چهره بی شرمیت رنگ خجالت برنداشت شد بناگوشت سفید و بخت خواب آلود تو در چنین صبحی…

Continue Reading...

فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیست

فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیست یک سپند بزم من بی شعله آواز نیست در سر کویی که من بر اطلس خون می…

Continue Reading...

فسردگان که اسیر جهان اسبابند

فسردگان که اسیر جهان اسبابند به چشم زنده دلان نقش پرده خوابند ز خویشتن سرمویی چو نیستند آگاه چه سود ازین که نهان در سمور…

Continue Reading...