غزلیات صائب تبریزی
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم چو نی خامه ز شکر به سخن ساخته ایم چشم ما بر زر گل نیست ز…
لعل لب پیاله می آبدار ازوست
لعل لب پیاله می آبدار ازوست جوش صباحت گل روی بهار ازوست ابروی موج درس اشارت ازو گرفت چشم حباب در گرو انتظار ازوست گلگونه…
لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد
لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد شراب صبح جان می پرستان تازه می سازد اگرچه صفحه روی تو از خط کافرستان شد…
لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش
لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش که صدف می شود ازگوهر سیراب خموش بحر از پنجه مرجان نپذیرد آرام نشد از دست نوازش…
لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او هر طرف صبح امیدی هست از…
گوشه گیران که ز ایام کناری دارند
گوشه گیران که ز ایام کناری دارند همچو صیاد کمینگاه شکاری دارند بوسه آن لب تیغ است و کنار از هستی عاشقان گر هوس بوس…
گه درون خرقه گاهی درکفن می جویمش
گه درون خرقه گاهی درکفن می جویمش او درون جان و من درپیرهن می جویمش او درون خلوت اندیشه گرم صحبت است من چراغ دل…
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند صدجگر افشرده تا یکجام پرخون کرده اند از غبار خاکساری دیده رغبت مپوش بر سر این خاک،…
گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟ خار این بادیه در پرده صد آبله است هر که گردید سبکروح، نماند به زمین بوی…
گریه مستانه می سازم شراب تلخ را
گریه مستانه می سازم شراب تلخ را می کنم چون ابر مروارید آب تلخ را زاهدان طفل مشرب، امت شیرینی اند می کنم در کار…





