کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد

کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد این باده عاقبت سر این شیشه می خورد مسدود چون کنم که درین تنگنا مرا بادی به…

Continue Reading...

کسی که کشته آن تیغ آبدار شود

کسی که کشته آن تیغ آبدار شود اگر چه قطره بود بحر بیکنار شود محیط حسن ز خط عنبرین کنار شود عقیق لب ز خط…

Continue Reading...

کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را

کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را سیاهی لازم افتاده است آب زندگانی را مده چون غافلان سر رشته تار نفس از کف که بی شیرازه…

Continue Reading...

کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟

کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟ که رعشه ساغر زرین آفتاب شکست نقاب شرم تو خواهد به یک طرف افتاد نمی شود نخورد فرد انتخاب،…

Continue Reading...

کجا روشن شود چشم زلیخا برتن یوسف؟

کجا روشن شود چشم زلیخا برتن یوسف؟ که عصمت سرزد ازیک جیب باپیراهن یوسف محبت کرد چون دستار چشم پیر کنعان را درآن ساعت که…

Continue Reading...

کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟

کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟ سرعاشق کمند وحدت از فتراک می دارد ندارد پاک گوهر شکوه ای از تلخی دوران صدف در…

Continue Reading...

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود مجلس ما از گل ابری گلستان می شود ناخن الماس ازکارم سری بیرون نبرد مشکل من…

Continue Reading...

قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی

قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی دست رد بر هیچ مخلوقی منه گر واصلی گرد هستی در سفر دارد ترا چون گردباد هر…

Continue Reading...

قدم برون منه از آستان خانه دل

قدم برون منه از آستان خانه دل که نقد هر دو جهان است خزانه دل ز کاسه سر خود فیل مست می گردد ز خود…

Continue Reading...

قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد

قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد که شمع را به بدن پیرهن نمی چسبد به حیرتم که چرا زلف یار با این قرب…

Continue Reading...