نیست آسان خون نعمت های الوان ریختن

نیست آسان خون نعمت های الوان ریختن برگریزان مکافات است دندان ریختن سالها گل در گریبان ریختی چون نوبهار مدتی هم اشک می باید به…

Continue Reading...

چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله

چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله دارد نشان داغی، هر عضو من چو لاله با تیره روزگاران ماتم چه کار سازد؟ سرمه…

Continue Reading...

نی خود را بشکن گر شکری می طلبی

نی خود را بشکن گر شکری می طلبی برگ از خود بفشان گر ثمری می طلبی خبری نیست که در بیخبری نتوان یافت بیخبر شو…

Continue Reading...

چون برق زود می گذرد آب و تاب خط

چون برق زود می گذرد آب و تاب خط زنهار دل مبند به موج سراب خط چون مو برآتش است دمی پیچ وتاب خط غافل…

Continue Reading...

نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش ز ارتکاب گنه نیست شرمگینان را خجالتی که مراهست…

Continue Reading...

چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما

چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما حضور قلب نمازست در شریعت ما ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است که پیش خلق درازست…

Continue Reading...

نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را

نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را که شبنم دیده شورست گلزار معانی را ز چشم شور، آب خضر خون مرده می گردد مکن بی…

Continue Reading...

چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز

چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز چو ابر سایه رحمت به هر گیاه انداز بلند و پست جهان در قفای یکدگرست اگر به…

Continue Reading...

نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم

نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم لبی خموشتر از گوش آرزو دارم معاشران همه در پای خم ز دست شدند منم که بر…

Continue Reading...

نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم

نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم که چون تبخال من از تشنگی سیراب می گردم سفیدی کرد چشمم را کف دریای نومیدی…

Continue Reading...