مستانه سرو قامت او در خرام شد

مستانه سرو قامت او در خرام شد طوق گلوی فاختگان خط جام شد هر چند عشق دشمن کام است ازان دولب قانع نمی توان به…

Continue Reading...

مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن

مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن به یاران خون خوراندن، باده را تنها رسانیدن خرابات جهان خالی شد از خونابه آشامان می یک…

Continue Reading...

مردن به درد عشق به دنیا برابرست

مردن به درد عشق به دنیا برابرست با زندگی خضر و مسیحا برابرست نقش برون پرده رازست چشم تو ورنه شکوه قطره و دریا برابرست…

Continue Reading...

مرا که سایه خم سایه کمر باشد

مرا که سایه خم سایه کمر باشد چه احتیاج به سرسایه دگر باشد عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنه سری کجاست که لایق به…

Continue Reading...

مرا ز پیر خرابات این سخن یادست

مرا ز پیر خرابات این سخن یادست که غیر عالم آب آنچه هست بر بادست تهی است چشم تو از سرمه سلیمانی وگرنه شیشه گردون…

Continue Reading...

مرا آه سحر گرد از دل دیوانه می روبد

مرا آه سحر گرد از دل دیوانه می روبد که جزبال سمندر گرداز آتشخانه می روبد؟ منم پروانه شمعی که شمع بزم جایش را زدلسوزی…

Continue Reading...

مده از دست در پیری شراب ارغوانی را

مده از دست در پیری شراب ارغوانی را شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را ندامت چون لبم را در ته دندان نفرساید؟…

Continue Reading...

مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش که در رکاب نسیم فناست دفتر عیش ستاره سحری و چراغ صبحدم است به چشم وقت…

Continue Reading...

محراب نظرهاست کمانی که تو داری

محراب نظرهاست کمانی که تو داری شیرازه دلهاست میانی که تو داری چون سبزه زمین گیر کند آب روان را این قامت چون سرو روانی…

Continue Reading...

مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن

مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن چشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن چشم اگر کافر شود از کس متاع دل مگیر زلف اگر زنار…

Continue Reading...