نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش

نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش دست ماهمچو سبو ماند به زیر سر خویش نیست پروانه من قابل دلسوزی شمع مگر ازگرمی پرواز بسوزم پر…

Continue Reading...

نقد جان را لب خاموش نگهبان باشد

نقد جان را لب خاموش نگهبان باشد رخنه مملکت دل لب خندان باشد جلوه صبح قیامت کف دریای من است کیست مجنون که مرا سلسله…

Continue Reading...

نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند

نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند کعبه چون جامه غیرت نکند بر تن چاک؟ رقم حسن…

Continue Reading...

کی ز خواریهای غربت می کند پرواگهر؟

کی ز خواریهای غربت می کند پرواگهر؟ دایه از گردیتیمی داشت در دریا گهر خاکساری قسمت صاحبدلان امروز نیست در صدف گرد یتیمی داشت برسیماگهر…

Continue Reading...

کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد

کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد از کهکشان به فرقم تیغ دو دم نیامد تا دانه امیدم خاکستری نگردید دامن کشان به کشتم ابر…

Continue Reading...

ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم

ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم به زیر تیغ رفتم تا زبند آزاد گردیدم زپیچ و تاب جوهردار گردید استخوان من زبس…

Continue Reading...

نخواهد دردمند عشق او میخانه دیگر

نخواهد دردمند عشق او میخانه دیگر که از هر داغ دارد درنظر پیمانه دیگر پریشان سیر ناقوسی ز دل در آستین دارم که آوازش برآید…

Continue Reading...

نبیند زیر پای خویش، رعنا این چنین باید

نبیند زیر پای خویش، رعنا این چنین باید نپردازد به کس، آیینه سیما این چنین باید زشکر خنده اش هر چشم موری تنگ شکر شد…

Continue Reading...

نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است

نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است غیرت ما بوی یوسف از صبا نگرفته است سرکشی از ترکتاز عشق بر ما تهمت است گرد…

Continue Reading...

نازک لبان سخن به زبان تو می کنند

نازک لبان سخن به زبان تو می کنند این غنچه ها نظر به دهان تو می کنند خورشید طلعتان صدف چشم پرگهر از چهره ستاره…

Continue Reading...