غزلیات صائب تبریزی
زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد
زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد که چون تیغ آبدار افتاد رنگ خون نمی گیرد ز الفت خوابگاه وحشیان شد دامن مجنون همان لیلی…
زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند داغ تو خیمه بر دل آگاه می زند طوفان طناب خیمه خورشید را گسیخت شبنم بر این…
زجوش مغز هر دم از سرم دستار می افتد
زجوش مغز هر دم از سرم دستار می افتد کف اندازد به ساحل بحر چون سرشار می افتد به بیکاری برآوردم زکار خود جهانی را…
زبان شکوه ما لعل یار می بندد
زبان شکوه ما لعل یار می بندد لب پیاله دهان خمار می بندد ز جوش باده خم از جای خویشتن نرود جنون چه طرف ازین…
زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد
زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد به دیوان قیامت مد بسم الله می گردد زخودرایی تو کجرو می شماری چرخ را، ورنه در اقلیم…
زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح روی خود از می شفقی کن چو روی صبح زان پیش کز غبار نفس بی صفا شود لبریز کن…
ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت
ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت شکوفه روی زمین را به سیم خام گرفت شدند سوخته جانان امیدوار آن روز که داغ لاله به کف…
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را که افزاید رسایی از گره در رشته باران را ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را…
ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید
ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید بغیر لطف ز روی نکو نمی آید صفای حسن بتان از دل گداخته است ز آب آینه این…
ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
ز عمر باج ستاند می دو ساله ما به آفتاب شبیخون زند پیاله ما ز بی قراری ما دردسر کشد بالین شبی که دختر رز…





