زمین ز سایه ابر بهار گلپوش است

زمین ز سایه ابر بهار گلپوش است ز جوش لاله و گل خون خاک در جوش است نسیم لطف بهار از شمار بیرون است فغان…

Continue Reading...

زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است

زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است ابروی او به پشت کمانم گرفته است من چون هدف نمی روم از جای خویشتن پیکان او…

Continue Reading...

زلف او موی سفید نافه را در خون کشید

زلف او موی سفید نافه را در خون کشید شاخ سنبل را زگلشن موکشان بیرون کشید رتبه من در سیه بختی بلند افتاده است کوکب…

Continue Reading...

زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد

زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد که اول منزل یوسف درین ره چاه می باشد سبکسیری که دارد آگهی از دوری منزل اگرچه…

Continue Reading...

زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟

زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟ مگر جا در حریم او سپند از بهر من گیرد زخط شد صفحه رخسارجانان مصحف ناطق…

Continue Reading...

زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند

زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند به خود مشغول بودن را جدایی عشق می ماند همان با زلف لیلی روح مجنون می کند بازی…

Continue Reading...

زخاموشی دل آگاه روشن بیش می گردد

زخاموشی دل آگاه روشن بیش می گردد فروغ شمع ما در زیر دامن بیش می گردد کمینگاهی است خواب امن سیلاب حوادث را دل بیدار…

Continue Reading...

زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم

زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم که من چون تاب می خواهم بر آن موی میان پیچم چنان گستاخ گشتم چون نسیم از پاکدامانی…

Continue Reading...

زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم

زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم مکش سر از ملامت گر سرافرازی طمع داری…

Continue Reading...

زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت

زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت رو به مرگ از قبله آن تیغ گرداندن نداشت از نگاهی بود ممکن کشتن ما عاجزان دست و…

Continue Reading...