خط از بیباکی آن حسن عالمگیر می پیچد

خط از بیباکی آن حسن عالمگیر می پیچد که جوهر بر خود از خونریزی شمشیر می پیچد حنون را هست در غافل حریفی دست گیرایی…

Continue Reading...

هزار عقد محبت به این و آن بندی

هزار عقد محبت به این و آن بندی همین به کشتن من تیغ بر میان بندی ترا که هر مژه تیغ کجی است زهرآلود چه…

Continue Reading...

خزان بیجگران نوبهار مردان است

خزان بیجگران نوبهار مردان است به تیغ غوطه زدن سبزه زار مردان است جهان پر شر و شورست بحر مواجی که لنگرش قدم پایدار مردان…

Continue Reading...

هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع

هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع به کف پوچ شد از گوهر دریا قانع زود عاجز شود از دیدن یوسف، چشمی که به دیدار…

Continue Reading...

خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن

خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن دل خون گشته و مژگان خونپالا کرامت کن نمی گردانی از من راه اگر سیل ملامت را…

Continue Reading...

هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر

هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر تاکه راافتد درین وادی به کف دامان خضر بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیست می دهد…

Continue Reading...

خامش گویا بود چشم سخنگوی تو

خامش گویا بود چشم سخنگوی تو نقطه بسم الله است خال بر ابروی تو خال سیه فام تو مرکز وحدت بود دایره کثرت است سلسله…

Continue Reading...

هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست

هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست این همای خوش نشین هر دم به بام دیگرست افسر دولت شکوهی دارد، اما در نظر خاک بر سر…

Continue Reading...

خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است

خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است چشم بد دور که بسیار بجا افتاده است دل بی جرأت ما گوشه نشین ادب است ورنه…

Continue Reading...

هر که عاشق نیست خون در پیکرش افسرده ست

هر که عاشق نیست خون در پیکرش افسرده ست گفتگو با زاهدان تلقین خون مرده است پشت سر بسیار خواهد دید عمر خضر را از…

Continue Reading...